«ازدواج سفید» همچنان جوانان را به خود جذب می‌کند؛

سرنوشت مبهـم زیر پوست شهر

خورشید آنلاین

خویشاوندان قدیمی همواره آرزوی سفیدبختی به معنای خوشبخت شدن و شروع یک زندگی سالم و آرام را برای دختران و به تبع آن پسران داشته‌اند، اما چیزی که از آن به عنوان ازدواج سپید نام برده می‌شود، یک زندگی بدون تعهد و مسئولیت است به این معنی که می‌توانی یک شبه به طرف مقابلت پشت پا بزنی.
‌این هم‌زیستی یا هم‌باشی سیاه که ممکن است برای گروهی از افراد جامعه نا‌شناخته و جدید باشد، دارای دو بُعد جدید و کهن است که بُعد جدید، نمونه فارسی زبان آن به معنای اصطلاحی برای توصیف زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی است که نباید با ازدواج عرفی اشتباه گرفته شود و بُعد کهن آن نیز در زبان فرانسه و انگلیسی به معنای ازدواج بدون وصال و رابطه جنسی است که واژه سفید گنجانده شده در آن احتمالاً ریشه در سفید بودن عقد‌نامه و ثبت نشدن در برگه رسمی دارد.
‌گرچه هم‌زیستی بدون ثبت رسمی اکنون در جوامع غربی به امری عادی تبدل شده است، اما این نوع زندگی مشترک به دلیل اینکه از منظر اعتقادی و اجتماعی کاملاً غیر عرفی و مغایر با قوانین اسلام و جامعه فعلی ما‌ست، پنهان از خانواده‌ و جامعه صورت می‌گیرد، از این رو هیچ آمار رسمی از تعداد آن وجود ندارد، اما شواهد حاکی از افزایش این پدیده در جامعه فعلی است، با توجه به آسیب‌زا و مخرب بودن آن، جامعه و نهاد‌های متولی ازدواج باید در جهت جلوگیری از آن اقدام کرده و نسبت به آسیب‌های فراوان آن به جوانان هشدار دهند. این روزها هشدارهایی در خصوص رواج مخفیانه ازدواج سپید در کشورمان می‌شنویم، اتفاقی که نه از نظر سنت و نه از نظر شرع، برای خانواده‌های اصیل ایرانی پذیرفتنی نیست و این ازدواج هنوز خیلی فاصله تا فرهنگ ما دارد. هم‌خانگی بدون ازدواج یا ازدواج سپید، پدیده‌ای است که در آن، دختر و پسر به‌عنوان هم‌خانه بدون ‌آن‌که میان آن‌ها پیوند رسمی ازدواج و رابطه زن و شوهری باشد، با یکدیگر زندگی می‌کنند، تا حدی که رواج چنین پدیده‌ای در جامعه، صدای هشدار کارشناسان را به دلیل مخاطرات گسترده حقوقی، روانی و اجتماعی آن بلند کرده است. هم‌خانه‌ بودن رهاورد فرهنگی است که حتی در سرمنشأ آن یعنی «غرب» به بحران تبدیل‌شده است و به‌عنوان یک محصول صادراتی فرهنگی راهی کشورهای مختلف دنیا شده و حالا ایران به‌عنوان کشوری مسلمان در لایه‌های زیرین جامعه و زیرپوست شهر شاهد رشد خزنده آن است، رابطه بی‌سرانجامی که هنوز فرصت نکرده‌ایم برایش اسم متناسب بافرهنگ ایرانی- اسلامی انتخاب کنیم، نامی که «قبیح» بودنش را پشتِ صفت «سفیدش» پنهان نکند. برخی تحقیقات نشان می‌دهد که در آمریکا دوسوم زوج‌ها مدتی را بدون ازدواج زیر یک سقف زندگی کرده‌اند و حتی در حدود هفت میلیون زوج همین شیوه را برای زندگی‌شان انتخاب کرده‌اند، آن‌هم جایی که تا چند دهه قبل زندگی بدون ازدواج قانونی نبوده است.
آلمانی‌ها هم در تحقیقاتی که داشته‌اند هم‌خانه‌ بودن را مهم‌ترین عامل تهدیدکننده ازدواج اعلام کرده‌اند، موضوعی که موجب نگرانی جامعه شناسان در کشورهای مختلف دنیا شده است، تا سازمان ملل متحد هم توجه به موضوع خانواده و ازدواج را از اولویت‌های خود بداند و حتی روزی را به نام روز «خانواده» در تقویم جهانی ثبت کند. با وجود این تجربیات تلخ و بیراهه‌ای که حالا غرب به بن‌بست آن رسیده و به دنبال عقب‌گرد است حالا با پدیده جنگ نرم و تهاجم فرهنگی این معضل فرهنگی در بسته‌بندی‌های شکیل راهی کشورهای شرقی و اسلامی شده است، کافی است سرنخ ماجرا را گرفت تا به منشأ اصلی آن رسید، هرچند که برخی مشکلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در کشور ما هم در ترویج این پدیده غربی تأثیر جدی داشته است.
ازدواج سپید ریشه در فرهنگ غرب دارد.
پیش‌تر تقی جباری‌فر عضو هیئت علمی دانشگاه در انتقاد به این سبک ازدواج، گفته است که فرهنگ‌های رایج اروپایی و آمریکایی هم‌چون ازدواج سپید که به اشتباه در فرهنگ ایران رخنه کرده و حالا در یزد هم دیده می‌شود، زیبنده‌ این فرهنگ نیست.
به گفته او این که وقتی واژه‌ ازدواج سپید در جامعه عنوان می‌شود، بسیاری نسبت به معنی این واژه نیز اظهار بی‌اطلاعی و شناخت می‌کنند می‌تواند بیانگر این باشد که این رسم غیر ایرانی، مشکلی از جوانان ایرانی برطرف نخواهد کرد. جباری‌فر با بیان این‌که پدیده ازدواج سپید جامعه را نگران کرده و ریشه در فرهنگ غرب دارد، اظهار می‌کند: جوانان ما سادگی ازدواج سپید و فراغت از مسئولیت‌پذیری آن را پذیرفته‌اند، در حالی که تبعات آن حتی در خارج از کشور هم زیاد است و این سبک زندگی در اروپا و آمریکا دردساز بوده است و قطعاً در ایران و فرهنگ ایرانی تبعات به مراتب بدتری خواهد داشت.
وی عامل بروز چنین پدیده‌ای در کشورمان را سخت‌گیری خانواده‌ها در امر ازدواج و مرسوم بودن مخارج بالای آن ذکر می‌کند و می‌گوید: هنگامی که جوانان ازدواج سپید را ساده‌تر از مراسم‌ پرخرج و توقعات بالای والدین فرض می‌کنند قطعاً احتمال توجه آن‌ها به این سمت جلب می‌شود و نتیجه‌ آن نیز تبعاتی خواهد بود که آبرو و آینده‌ آن‌ها را متأثر می‌کند.
جباری فر سیستم آموزشی و والدین را در ایجاد این پدیده‌ی نابهنجار در جامعه ایران مقصر می‌داند و تأکید می‌کند: برای جلوگیری از بروز چنین ناهنجاری‌هایی به مشاوره نیاز است هرچند که مراکز مشاوره هم زیاد در این موضوع موفق نبوده‌اند.
وی اساس ازدواج سپید را پنهان کاری و زندگی مشترک بدون اطلاع والدین و اقوام و به‌دنبال آن زیرپا گذاشته شدن همه ارزش‌های دینی و اخلاقی می‌داند و این سؤال را مطرح می‌کند چرا فرزندان باید پنهان‌کاری داشته باشند؟
جباری‌فر در پایان نیز سه اصل مهم را برای کنترل این پدیده یادآور می‌شود و می‌گوید: توجه به ارزش‌های خانواده‌ ایرانی، واقعیت‌نگری در جوانان و ارتباط سالم والدین با فرزندان و ارتقای آگاهی‌ها می‌تواند در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی مؤثر باشد. عمق این پدیده به‌گونه‌ای است که در میان اطرافیان و دوستان گاهی می‌شنویم دختر و پسری هم‌خانه شده‌اند و تصمیم گرفته‌اند مدتی را با یکدیگر زندگی کنند و اگر شرایط یکدیگر را مناسب دیدند ازدواج کنند درصورتی‌که شاید تا چند سال پیش حتی لفظ دوست بودن دختر و پسر نیز خارج از عرف جامعه بود، اما امروز شاهد هستیم که این مسئله در بین جوانان بسیار جاافتاده است و حتی معتقدند بدون دوستی هم مگر می‌شود ازدواج کرد؟
به هر حال به نظر می‌رسد چنین افرادی برداشت درستی از خانواده و کارکردهای آن ندارند و خیلی دیر هم به بلوغ فکری لازم برای تعهد و مسئولیت‌پذیری ازدواج می رسند و از آن می‌گریزند؛ زیرا یک الگوی موفق در مورد ازدواج و خانواده تجربه نکرده‌اند که در این راستا مسئولین و دست‌اندرکاران باید با برنامه‌ریزی مدون و آموزش از طریق رسانه‌ها و فضای مجازی افرادی را که قصد به ایجاد این چنین رابطه‌هایی دارند آشنا کنند تا بتوان تا حدودی از پیشروی این معضل در جامعه جلوگیری شود، زیرا با گذشت زمان و دست روی دست گذاشتن نه تنها این معضل مهار نمی‌شود بلکه شاهد عواقب بدتری مانند وجود فرزندان بی‌نام نشان در جامعه می‌شویم. قوه قضائیه با برخورد با این افراد به این موضوع ورود کند زیرا کسی حق ندارد از یک گروه که رفتاری خلاف انسانیت و شرع را تبلیغ می‌کند به این شکل حمایت کند. نباید اجازه داد این افراد در فرهنگ ما نفوذ کنند. سقط جنین هم از نظر شرعی و هم از نظر قانونی در کشور ما محدود شده است. حتی از نظر پزشکی هم دلایل بسیاری برای زیان‌بار بودن سقط جنین برای مادران وجود دارد و مادرانی که فرزند خود را سقط می‌کنند، دچار افسردگی می‌شوند.

شناسه خبر :1848 
228 کلیک ها  یکشنبه, 07 شهریور 1395 ساعت 10:09
این مورد را ارزیابی کنید

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

بالا